کد خبر: 465003
تاریخ انتشار: ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۱۴:۴۵
رباعیات مقاومت
ناز شست
امروز که «تیغ عشق»در دست شماست
جاوید: «ایران» ز «غیرت» هست شماست
«گستاخی» بی مر «امارات» اکنون
معطوف ادب به «ناز»ش «شست»شماست

عاقل مجنون
گر دانیم از «غلط» بحق مغبون اش
عاقل نبود فقط بخوان «مجنون»اش
بر «تنب» و «ابوموسی»چپ چشم کند
بر آب «خلیج» جاری است پس «خون»اش

عربده امیر
این «عربده»چیست ای «امیر»بد مست
از «پاسخ محکم»خبرت آیا هست؟
«رخنه»به دل«جزایر ایرانی»؟!
این «راه»همیشه بود و باشد «بن بست»

درخت عرعر
«تهمت»بیجا به پای ما می بندند
زین «واقعه»عاقلان همه می خندند
«قوم عربی»: درخت عرعر باشند
«پوسیده»چو گشتند یقین می گندند

طمع
«اعراب»بزرگی ز «عجم»می دزدند
از علم و ادب «همه رقم»می دزدند
در سر «طمع »جزایر ایرانی ست
یک عمر «زیاد»و حال «کم»می دزدند

خلیج فارس
«عزم»است بحق درست «یاران شهید»
در «تنب»و «ابوموسی»- «سیری»بروید
ای شرزه نهنگ های «ایران»قوی
داخل به «خلیج فارس»با هم بشوید

تاریخ
از قوم «عرب»به «فارس»غم بود گذشت؟
هنگام «زیان»است دگر «سود»گذشت
ایران «ولایت فقیه»است: قوی
«تاریخ»چقدر سخت، چه زود گذشت

امیر خاک برسر
از «فارس»همیشه باد خوف و «حذر»ت
از «قدرت»ما هست ندانم خبرت!
«اقوام امارات»به «طعنه»گویند:
خاموش «امیر»! خاک عالم به سرت

خریت
این شیخ «خریت»اش عجب سرزده است
مست است و «هلاک»خویش را در زده است
حرف از «سند»ثقه است- پاسخ: «جنجال»
این«خل»خود را به راه دگر زده است

شکر خورده
پیداست «غلط»کرده «شکر»ها خورده ست
از ترس به «تخت»خفته گویی «مرده»ست
پاپیچ «جزایر»نشود محکم و سخت
از فتنه «انگلیس»چون بو برده ست

مرده موشی
دارد در دست خود هزاران «گوشی»
زیرا را که زده ست خود به: «مرده موشی»
«زرت و پرت»ی، کرد و «ساکت»شده است
البته «صلاح» اوست در: «خاموشی»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار